آدمها مجموعه تصاویری هستند که دیگران از آنها دارن ( میلان کوندرا ) تمام مشکلاتش از زمانی آغاز شد که بهش گفتن این هر و این بر وقتی وارد شد، اون آدم هرروزه رو توش ندیدم
داره برای چندمین بار همه جا رو میگرده
توی آینه رو نگاه میکنم پ.ن1: نوشته بالا کاملن یه برداشت شخصی از جمله کوندراست پ.ن۳: ۳۱/۳/۸۷ جمعه: نمیدونم مشکل از کجاست ولی بهتر با خودمون کنار بیایم خیلی وقتا خودمون هم نمیدونیم چی میخوایم وقتی خواسته هامون عملی میشن دیگه چرا ناراحت میشیم؟؟؟ غیر از اینه؟
از اون روز تا حالا تمام سعیش این بود که توی مرزبندیش بمون
حالا دیگه خیلی از مرزبندیهاش فاصله داره
دیگه اون آدم سابق نیست، غیرقابل پیش بینی شده
سلام!!! حالت؟؟؟
این اون آدم سابقه؟؟؟
کتاب خاصی رو میخواد؟
چرا اینجوری شده؟؟؟
به نظر احمق تر از روزای قبل
میبینمش با تمام حماقتاش
اما!!! تصویر خودم رو........ نمیدونم! چیزی نمیبینم
همچین امکانی برای بقیه هم هست !
پ.ن2: مهرداد افشار با وبلاگ من فکر می کنم پس... به جمع بلاگ نویس ها اضافه شده که باید بگم یک وبلاگ خوب به بلاگهای فارسی اضافه شده. 
این روزها به جای پخت نان مادربزرگ طناب می بافد و انقدر درگیر که نمیتونه ببینه چند وقتیه که لباس هاش شسته نشدن و فقط توی این خونه کاه گلی طنابهاییست که از سقف آویزن و چراغی، چراغی که حتی با پرشدن از نفت هنوز خاموش سرد بی روح و بی رمق خبر میدن از خانه ای که روزی نوری شاید و مردم هنوز که از کنار خونه رد میشن منتظر، چشم تیز گوش چسبانده و باز خبری نیست
اگر کسی مرا خواست ، این نوشته ها مخاطبی ندارد شاید بارها شنیدیم انت الدلیل و انا المتحیر ولی این تحیر این نوشته نه انسان را دلیل مناسب نیست این چنین روان بودن قرار نبوده آدمی از اول ندانسته که سیب است و هزار گناه که نوشته ایست لازم الاجرا قانون مدنی ما آدمها شرمنده که شرم دارم از این همه نا ملایمتی سر که میچرخونی چند لحظه مخاطبت رو که نمیبینی سعی که میکنی چشمات زمین رو ببینن اینو باید بدونی آسمان دیدنیست و حالا شروع میکنی ساعت رو کوک میکنم و شروع میکنم اما خلاف، خلاف عقربه هایش روز اول..........روز دوم.........روز سوم.......... الان ١ ماه میشه.......به نیمه سال رسیدیم.......... سال نو مبارک.... دقت کردی الان توی سال پنجمیم؟؟؟!!!......................................................................... کی میخوایم بفهمیم ١٠٠ سالم که بدویی خلاف عقربهها باز هم ساعت کوک کار میکنه شاید این نفهمیدنها خود موهبتی باشد من همیشه سعی میکنم همیشه آدمها زمان میخواهن برای فهم چند لحظه وقت میخواهم نفهمم و باز بعد از این همه من هنوز به معجزه معتقدم
بگویید رفته بارانها را
تماشا کند .
و اگر اصرار کرد ،
بگویید برای دیدن توفانها
رفته است .
و اگر باز هم سماجت کرد ،
بگویید رفته است تا دیگر
باز نگردد . ( نوشته مهدی، برادرم )